شب تبليغ تو شد قلب من از بام افتاد
تو و كنسرت بزرگت كه مرا داد به باد
جارچي ها همه شيبور به دست از سر شب
تار و سنتور و سه تار و تو و موسيقي شاد
دو ر مي فا سل و لا سي همه شمشير به دست
طرز جراحي نت هاي مرا ياد تو داد
شب موعود رسيد و دل من معبد بيم
سرعت حركت دستان قشنگت سر سيم
تو نوازنده شدي تا به درونم بزني
لرزش فاجعه را بر رگ و خونم بزني
لحن مجري سر سن! واي تو تشويق شدي
اسم تو با ملودي بر همه تزريق شدي
من و آلرژي كنسرت تو و همهمه ها
از من بي هنر بغ زده تفريق شدي
آنتراكت تو كه شد سوت تماشاچي ها
و دوباره و دوباره همه جا جيغ شدي
تار تو زندگي ات بود خودت مي گفتي
كه اگر تار نباشد به زمين مي افتي
كه اگر بشكند اين تار تو هم مي ميري
تو كه معروف شدي دست مرا مي گيري؟
آمبولانسي كه مرا بر سر تختش مي بست
مي شنيدم كه كسي گفت: سه تار تو شكست
تو و كنسرت بزرگت كه مرا داد به باد
جارچي ها همه شيبور به دست از سر شب
تار و سنتور و سه تار و تو و موسيقي شاد
دو ر مي فا سل و لا سي همه شمشير به دست
طرز جراحي نت هاي مرا ياد تو داد
شب موعود رسيد و دل من معبد بيم
سرعت حركت دستان قشنگت سر سيم
تو نوازنده شدي تا به درونم بزني
لرزش فاجعه را بر رگ و خونم بزني
لحن مجري سر سن! واي تو تشويق شدي
اسم تو با ملودي بر همه تزريق شدي
من و آلرژي كنسرت تو و همهمه ها
از من بي هنر بغ زده تفريق شدي
آنتراكت تو كه شد سوت تماشاچي ها
و دوباره و دوباره همه جا جيغ شدي
تار تو زندگي ات بود خودت مي گفتي
كه اگر تار نباشد به زمين مي افتي
كه اگر بشكند اين تار تو هم مي ميري
تو كه معروف شدي دست مرا مي گيري؟
آمبولانسي كه مرا بر سر تختش مي بست
مي شنيدم كه كسي گفت: سه تار تو شكست

No comments:
Post a Comment