Thursday, June 28, 2012

برکه و ماهی

منم آن ابرِ سپیدى که ازاین پست رهیده
منم آن بى پر و بالى که از این خاک پریده

منم آن شاخه‌ی بیدی که پریشان شد و مجنون
ز خیالت همه شب چشم تَرَش خواب ندیده

منم آن ماهى عاشق که از این جوی به آن جو
به هواى تو سفر کرد و به دریات رسیده

منم آن باد سبکبال که هر صبحدم ‌آرَد
خبرى خوش که شب پیش ز موی تو شنیده

منم آن برکه‌ی خندانِ خوش‌اقبال که پنهان
لب او نیمه‌شبان بر لب مهتاب رسیده

No comments:

Post a Comment